تبلیغات
*باران شـــعر خــزان*

*باران شـــعر خــزان*

شب بود و ستاره بود و غم بود***یك ماه در این میانه كم بود

چرا حضرت عباس (ع) باب‌ الحوائج شد؟




حجت‌الاسلام‌ والمسلمین یحیی صادقی در گفت وگویی سرّ باب الحوائجی حضرت عباس‌(ع) را تشریح کرد. خلاصه این گفتوگو به شرح زیر است. وی می گوید:

« و أبلی بلاء حسنا » عباس بن علی‌(ع)، مبتلا به آزمون سخت شد و ایثار و جان‌فشانی کرد و سر فراز بیرون آمد در بیان اینکه چرا او «باب الحوائح» الی الله است و هر گرفتار و دردمندی به او متوسل می‌شود و حاجت می‌گیرد، علل مختلفی ذکر کرده‌اند که چرا او باب‌الحوائج الی الله است آیا به خاطر این است که دست خود را از دست داد یا به خاطر این بود که فرقش شکاف برداشته است یا...

«از حسن روی یوسف دست بریده سهل است / در کوی دلبر ما سرها بریده بینی»

در روز عاشورا اصحاب ابا عبد الله واقعاً مردانه ایستادگی کردند، 72 نفر در برابر سی هزار نفر بودند و آنقدر رشادت کردند که این جنگ تا عصر عاشورا طول کشید.

نیزه‌ها بدن‌ها را پاره پاره کرد، اما روح که تسخیر پذیر نیست، آن کرامت‌های اخلاقی قابل تغییر و تحول نبود، ثابت قدم ماندند و به کوی جانان رفتند.

حضرت عباس گرفتار آزمون سخت شد و سربلند از آن بیرون آمد؛ آن حضرت القاب فراوانی دارد یکی از القاب او «عبد صالح» است « السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِح الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُوله » [9] یکی از القاب او «سقاست» و از القاب او «صاحب اللواء» است او پرچمدار کربلاست.

لقب دیگر او باب الجوائح است، بزرگان وجوهی ذکر کرده‌اند که چرا او قبله حاجات ارباب حوائج است.

مرحوم آقای برقعی می‌گفت: اینکه او به مقام باب‌الحوائجی رسیده است، به خاطر این نیست که چون دست یا پای او را قطع کردند و یا چشمش را تیر باران کردند، بلکه علت آن امر دیگری است امتحانی که او پس داد هیچیک از شهدای کربلا این امتحان را پس ندادند.

حضرت ابوالفضل‌(ع) تشنه بودند و وارد شریعه فرات شدند و موج‌های فرات را دیدند، انسان تشنه‌ایی که سه روز آب نخورده است و مشکش را پر از آب کرده است، کفی ازآب فرات را برداشت و یاد تشنگی برادر نبود و این کف آب را به بالا آورد و هنوز تشنگی برادر را به خاطر ندارد، همین که آب را نزدیک لب‌ها آورد و مماس لب‌های تشنه او شد اینجا بود که «فتذکر عطش اخیه الحسین»[10] یاد تشنگی برادر کرد و این رجز را خواند.

«یا نفسیُ مِنْ بعدِ الحسین هونی وبعده لا کُنتِ أن تکونی
هذا الحسین وارد المنون وتشربین بارد المعین!؟
تا اللّه ما هذا فعال دینی»

خطاب به نفس خود گفت تو سیراب باشی و اطفال ابی عبد الله فریاد تشنگی‌شان به آسمان برسد.بعد قسم یاد کرد که به خدا این رفتار دین نیست که من با لب سیراب از شریعه بیرون بروم، ولی اطفال حجت خدا تشنه باشند.جناب سید حبیب الله چایچیان معروف به «حسان» در کتاب اشک‌ها بریزید اشعار نغری دارد.

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام
شد در این کعبه عشاق دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من کرد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی
تا قبول افتد حج من و تقصیرم

با خود گفت، من این را هم بر خودم نمی‌بخشم، چرا دست زیر آب کردم و تا نزدیک لب‌ها آوردم؟ این بر مُحرم حرام است، چرا که من محرم هستم و کربلا محل احرام می‌باشد، یکی از محرمات احرام، نگاه به آیینه است گویا عباس بن علی خطاب به نفسش می‌گوید؛ ای عباس چرا بر آب نکاه کردی و خودت را دیدی! به جرم این محرمات احرام در کربلا، باید این چشم و دست خود را قربانی کنی، تا فدیه این دو عملت باشد.

مرحوم برقعی می‌گفت: غیر از چشم بیدار خدا کسی عباس را نمی‌دید و اگر عباس از شریعه؛ آب می‌خورد کسی خبر نداشت، لکن برای رضای خدا، با نهایت خلوص آب را روی آب ریخت و با برادر مساوات کرد و در کوران حوادث قمر بنی‌هاشم آزمون‌های سختی داد و سربلند بیرون آمد و شهید از دنیا رفت.

منبع: باشگاه خبرنگاران



نماز حضرت صاحب الزَّمان عَجَّلَ‏اللَّهُ تَعالى‏ فَرَجَهُ‏ الشریف

دو ركـعت است مى‏خوانى درهر ركعت سوره حَمْد را تا اِیَّاكَ نَعْبُدُ وَاِیَّاكَ نَسْتَعینُ و چون به این آیه رسـیـدى آنـرا صـد مـرتـبـه مى‏گوئى و در مرتـبـه آخـر ســوره را تـمـام مى‏كنى پـس قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ را یكبار مى‏خوانى و چون از نماز فارغ شدى این دعا را مى‏خوانى:

اَللّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطآءُ وَ ضاقَتِ الأَرْضُ بِما
خدایا بلاء و گرفتارى بزرگ شد و درد پنهان آشكار گشت و پرده از روى كار برداشته شد و زمین با فراخیش تا آسمان بر ما تنگ شد

 

وَسِعَتِ السَّمآءُوَ اِلَیْكَ یا رَبِّ الْمُشْتَكى‏ وَ عَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَةِ وَالرَّخآءِ
و شكوه ما اى پروردگار بسوى توست و اعتماد در سختى و آسانى بر تو است‏

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ‏مُحَمَّدٍ الَّذینَ اَمَرْتَنا بِطاعَتِهِمْ وَعَجِّلِ اَللّهُمَ‏
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آنان كه ما را به پیروى ایشان مأمور كردى و شتاب كن خدایا

 

فَرَجَهُمْ بِقآئِمِهِمْ وَ اَظْهِرْ اِعْزازَهُ یا مُحَمَّدُ یا عَلىُّ یا عَلِىُّ یامُحَمَّدُ اِكْفِیانى‏
در فرج ایشان بوسیله قائمشان و عزتش را آشكار كن اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

 

فَاِنَّكُما كافِیاىَ یا مُحَمَّدُ یا عَلىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اُنْصُرانى‏ فَاِنَّكُما ناصِراىَ‏
كه كفایت كننده‏ام شمائید اى محمد و اى على، اى على و اى محمد مرا یارى كنید كه یاور من شمائید

 

یامُحَمَّدُیاعَلىُ‏یاعَلِىُ‏یامُحَمَّدُاِحْفَظانى‏فَاِنَّكُما حافِظاىَ یامَوْلاىَ یاصاحِبَ الزَّمانِ‏
اى محمد و اى على، اى على و اى محمد نگهداریم كنید كه نگهدارم شمائید اى مولاى من اى صاحب الزمان‏

یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ
اى مولاى من اى صاحب زمان اى مولاى من اى صاحب زمان پناه خواهم‏

الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى‏ اَدْرِكْنى‏ اَدْرِكْنى‏ الأَمانَ الأَمانَ الأَمانَ‏
پناه خواهم پناه خواهم دریابم دریابم دریابم امانم ده امانم ده امانم ده

حتما بخوانید و ما را هم دعا کنید - التماس دعا

اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج



**سلام**

       سلام به همه دوستان عزیزم با یه تآخیر 10 ماهه رسیدم خدمتتون  

در این مدت خدا به من یه فرزند پسر عطا نمود که غلام امام حسین (ع) باشه و اسمش و گذاشتم عباس

مشكِ خالی

دیدی آخر به لب آب رسیدی عباس ؟
برلب آب بگو عشق چه دیدی عباس ؟
آب در دست و لبت تشنه و مشكت خالی
چه شد ای ساقی از او دست كشیدی عباس؟
شهد شیرین چه عشقی ، ز چه سیراب شدی؟
جرئه ای آب ز دستت نچشیدی عباس ؟
مشكت از آب پُر و تیر تو را می بوسید
باز هم بال گشودی و پریدی عباس
آمد از كینه عمودی كه رخ ماه گرفت
غرق خون گشت تمامی سپیدی عباس
بال بشكسته ، سرت سرخ و لبانت خندان
مادر عشق به بالین كه دیدی عباس ؟
تیر زد بوسه به چشم سیه ات ، اما تو
دل از آن عشق خدایی نبریدی عباس
دستهایت به زمین خورد و به دریا رفتی
موج عشق آمد و تاعرش رسیدی عباس

(ام.خزان)

 



26 شهریور 92 | نظرات ()

السلام علیک یا ام المصائب

ناطق

 

باران میان حلقه چشمش غریب بود

 رفتار موج ، با دل دریا عجیب بود

در شهر شیشه ای نفسهای بی حیا

مرد نگاه نافذ فردا نجیب بود

بر قله های مرتعش بی ستون خواب

یك آسمانِ خستة درگیرِ شیب بود

یك لافتای تازه به گوش نسیم صبح

بر دردهای كهنة ساحل طبیب بود

بر پهنة بهارِ تباهی ، خزان كشید

یك زن كه ذوالفقار نگاهش غریب بود

(ام.خــزان)

تقدیم به پیشگاه بانو حضرت زینب (س)



بدون شرح



عید غدیر خم مبارکباد


تو آن عاشق ترین مردی که در تاریخ می گویند

تو آن انسان نایابی که با فانوس می جویند

تمام باغ ها در فصل لب های تو می خندند

تمام ابرها در شط چشمان تو می مویند

قناری های عاشق از گلوگاه تو می خوانند

و قمری های سالک کوبه کو راه تو می پویند

تو آن رود زلالی صاف و روشن از ازل جاری

که پاکی ها ی عالم دست و رو را در تو می شویند

به شوق سجده ات هفت آسمان خم می شود برخاک

به نام نامیت خورشیدها از خاک می رویند

تو تمثال تمام غنچه های بی ریا هستی

که تصویر تو را عشاق در آیینه می بویند

تمام موج ها در حلقه یاد تو می چرخند

تمام بادها نام تو را سرگرم هوهویند




دستهای حیــدری

دستهای حیــدری


اینجا دلی شكسته ، ولی تار می زند

چنگی به روی آینه ، زنگار می زند

اینجا چه خلوت است ولی چشم دل عجیب

دستی به روی گونه بیدار می زند

یك قطره اشك ، از لب پرسوز شمع ریخت

بر صورتی كه چنگ به دیوار می زند

دنیا درون محبس دل ، حصر می شود

وقتی كه انتظار ، به گل خار می زند

در حسرت حضور تو غرقیم و یكنفر

در كوچه باغ آمدنت ، جار می زند

خورشید می رسد و شب تار مرگ را

با دستهای حیدریش دار می زند

(ام.خــزان)



31 خرداد 91 | نظرات ()

روز مادر مبارک






23 اردیبهشت 91 | نظرات ()

سیماى حضرت فاطمه در روز قیامت

سیماى حضرت فاطمه علیهاالسلام

در روز قیامت


چهره مقدس و ملكـوتى فاطمه زهرا علیهاالسلام در تاریخ اسلام آنقدر تابناك و روشـن است كه چنـدان به تحقیق و بـررسـى نیاز نـدارد، اما با تـوجه به ایام شهادت آن بزرگوار شایسته است اندكى درباره فضایل حضـرتـش گفتگـو كنیـم. بـر ایـن اسـاس، به سـراغ روایات نـورانـى معصـومان علیهم السلام مـىرویـم تا بـا مقام و جایگاه آن حضـرت در قیامت آشنا شویم.



ادامه مطلب
5 اردیبهشت 91 | نظرات ()

سال نو مبارک





5 فروردین 91 | نظرات ()

می خندم

می خندم

 

من به دنیای خودم می خندم

به نفسهای خودم می خندم

توی دریای غم و تنهایی

به مسیحای خودم می خندم

چو صدف رد عطش افتادن

به سراپای خودم می خندم

شب و آیینه و تقدیری گنگ

به تماشای خودم می خندم

آخرین لحظه رفتن تا اوج

من به پروای خودم می خندم

شب هجر است و زمین می گرید

من به فردای خودم می خندم

 

 

 (ام.خـزان)




17 اسفند 90 | نظرات ()

غربت


ابر در آسمان نمی گنجد ، سینه رعد و برق پر درد است

باز انگار پشت این دریا ، رد پای غریب یك مرد است

باد صحرای سینه سوزان شد ،چشمهای چمن سخن گفتند

گونه سرخ انتظار اینجا ، مثل پاییز باغمان زرد است

گامهایش چه محكمند انگار ، زیر گامش شكست جان می داد

آتش آفتاب تابستان ، در حریم نگاه او سرد است

كوچه باغ سكوت را لرزاند ، ارتعاش عبور اندامش

در طلوع نگاه لبخندش ،  صخره های عظیمی از درد است

رود غم گام در چمن برداشت ، قطره قطره سكوت را بلعید

باز هم یك غریبه می فهمد ، چشم غربت چقدر نامرد است

 




مشك خالی

مشكِ خالی

دیدی آخر به لب آب رسیدی عباس ؟

برلب آب بگو عشق چه دیدی عباس ؟

آب در دست و لبت تشنه و مشكت خالی

چه شد ای ساقی از او دست كشیدی عباس؟

شهد شیرین چه عشقی ، ز چه سیراب شدی؟

جرئه ای آب ز دستت نچشیدی عباس ؟

مشكت از آب پُر و تیر  تو را می بوسید

باز هم بال گشودی و پریدی عباس

آمد از كینه عمودی كه رخ ماه گرفت

غرق خون گشت تمامی سپیدی عباس

بال بشكسته ، سرت سرخ و لبانت خندان

مادر عشق به بالین كه دیدی عباس ؟

تیر زد بوسه به چشم سیه ات ، اما تو

دل از آن عشق خدایی نبریدی عباس

دستهایت به زمین خورد و به دریا رفتی

موج عشق آمد و تاعرش رسیدی عباس

(ام.خزان)



بدون شرح ...



شانزدهمین جشنواره هنر و ادبیان دینی و پژوهشی كشور

با عرض سلام خدمت همه دوستان عزیزم

http://irna.ir/News/30667613/اختتامیه-جشنواره-هنر-و-ادبیات-دینی-و-پژوهشی-كشور-در-سنندج-برگزار-شد/فرهنگی







ادامه مطلب

شریان

شــریان

در سینة شب ، مانده در توفان چشمت

خشكیده دل ، لب تشنة باران چشمت

شبگردهای آسمان ، پرنور هستند

از انعكاس خنجر برّان چشمت

دستی به بالا ، آستین جا مانده از عشق

در حسـرت زنجیرة ایمان چشمت

رود دلم جاریست در راهی كه شاید

روزی رسد بر بستر جریان چشمت

رگبرگهای قامتم را پاره كردند

دستی بكش بر دیده با شریان چشمت

چشمان خونبار عطش می سوزد آخر

در التهاب آتش سوزان چشمت

تار است دنیا ، چشمها در انتظارند

وقت ظهور عشق بی پایان چشمت


(ام.خـزان)


26 شهریور 90 | نظرات ()

محراب خون

آنشب كسی ستون سر عشق را شكست
دستان ذوالفقار علی را به قبضه بست
وقتی طلوع كرد دل شمس در سحر
ماه زمین به سینه محراب خون نشست

التماس دعا
(ام.خزان)

شهادت جانسوز لنگر آسمان و زمین
مولی الموحدین
علی ابن ابیطالب را به همه عزیزان تسلیت عرض می كنم
لطفا در این شبهای عزیز ما را از دعای خیرتان محروم نفرمائید .



30 مرداد 90 | نظرات ()

رعد

رعد

 

چشم در چشمهای من می دوخت ، با رخی زرد باز می خندید

در نگاه دلش هوا ابری ، كوهی از درد باز می خندید

اشك بر روی گونه اش غلطید ، قطهر قطره سكوت جاری شد

از زمین خار و سنگ می بارید ، در شبی سرد باز می خندید

كوچه های خیال تعطیل است ، مرگ در باغ بال و پر می زد

غنچه پیر ناله سر می داد ، غنچه ای فرد باز می خندید

خنده اش طعم تلخ تنهایی ، بازهم تلخ تر پر از غم بود

ابرهای دلش پر از باران ، رعد نامرد باز می بارید

ساحل سخت چانه اش دیگر ، روی امواج اشك لرزان شد

مرگ در كام خود فرو بردش ، قله درد باز می خندید

آسمان بهار ابری شد ، چكه چكه خزان فرو می ریخت

شهر در انحصار تنهایی ، روح  آن مرد باز می خندید

(ام.خزان)


مادر بزرگ عزیزم دار فانی را وداع گفت

ای مادر شكسته پرم ، پر كشیده ای
از روزگار جز غم و محنت ندیده ای
خوشنود باش از همه فرزندهای خویش
 اكنون كه در جوار گلت آرمیده ای

(ام . خزان )


روز چهارشنبه مادر بزرگ عزیزم دار فانی را وداع گفت و در جوار نو گل 12 ساله اش به خواب ابدی رفت
روحش شاد و یادش گرامی باد


4 اردیبهشت 90 | نظرات ()

عروس صبح

عروس صبح  

شكسته بغض ستاره و ماه می میرد
كنار بستر شب در پگاه می میرد
سپیده بال گشوده و ابر با حسرت
میان خرمن باد سیاه می میرد
ستاره می شكند ذره ذره می ریزد
بسوز خنجر یك اشتباه می میرد
عروس صبح به سر یالهای خونین داشت
هنوز شاعر شب در گناه می میرد
و موج مرگ زبان می زند به آن چشمی
كه قطره قطره درونش گیاه می میرد  


22 فروردین 90 | نظرات ()

غزلهای در به در

غزلهای در به در  

یك روز هم من و تو و یك عالمه خبر
از دشتهای خالی و فریاد بی اثر
یك روز هم میایی و ما نیستیم و باز
دنیا و خاطرات من و سینه ای سپر
یك روز هم طلوع تو در روز مرگ من
اندوه و حسرت و دل سرو و سر تبر
یك روز هم مترسك و گنجشكهای باغ
یك كودك و نشانه و سنگ و صدای سر
یك روز هم گلوی عطش خیس می شود
در لابه لای تركش و تیر و تب خطر
یك روز ، شب شده است بیا تاب ، رفته است
این هم من و دو چشم و غزلهای در به در  

(ام.خـزان)




7 اسفند 89 | نظرات ()

ذوالفقار

تقد‌‌یم به پیشگاه حضرت ولی عصر (عج ا...) :

ذوالفقار

از فكر رفتنت ، تن من زار می شود
روحم به خون نشسته و بیمار می شود
از فكر رفتنت ، دل خفاشهای پیر
از لابه لای دشت ، پدیدار می شود
آتشفشان دلهره ام در تلاتم است
تیغ گدازه بر سرم آوار می شود
رفتی و شمعِ شادیِ شبهایِ من خموش
نطق سیاه حادثه پربار می شود
رفتی و خلوتم پُرِ از خالیِ تو شد
هر روز هم نبودِ تو تكرار می شود
وقتی كه شورِ شهدِ شب از راه می رسد
دست دلم به دامنت احضار می شود
اما دوباره سایه دل با طناب وَهم
در تنگنای شایعه ، بردار می شود
چشم حیا نشسته به گل ، چشم بی حیا
در تارِ تنگِ تیرگیش ، هار می شود
دیگر بیا كه دست تو بر فرق خیس شب
چون ذوالفقارِ حیدرِ كرار می شود 

(ام.خــزان)



خورشید بر نیزه



خورشید بر نیزه
 

آنسان كه ستاره اشك را می فهمید
خورشید ، درون خون خود می غلطید
در گودی مقتل از شنهادت می گفت
از دشنه و تیر و از رشادت می گفت
تقدیر ، میان ظهر عاشورا بود
عباس ، لبش كویر و دل ، دریا بود
دریا چه خجل شد از گلوی عباس
تیر ستم است ، روبروی عباس
سر سینه سپر نمود و فرقش بارید
وقتی كه علی اصغر لیلا خندید
در حلقه خون ، لبان او سیراب است
چشمام شهادت طلبش بی تاب است
تیر آمد و چشم آسمان را بوسید
دردانه گل باغ علی را بوئید
دامان زمین فرش تن دریا شد
خورشید ، بروی نیزه پا برجا شد
دریا به خروش آمد و عاشورا
شد نقطه عطف دین ما در دنیا 

 (ام.خــزان)



عید غدیر مبارك



منظومه سلطان عارفان 4

بخش چهارم : جنگهای علی (ع)  

علی سردار میدان نبرد است
نگاه ساده اش ، درمان درد است
علی اول سوار جنگها بود
علی تنها غم نیرنگها بود
علی با ذوالفقارش ، جنگ می کرد
لباس کفر را ، او رنگ می کرد

(ام.خزان)


ادامه مطلب

شعر مفهوم سرشت آدم است
شعر آغاز سرای بی غم است
می نگارم قطره های عشق را
شعر عشق ناتمام عالم است

پیوندهای روزانه

شارژ مستقیم

نجوای عشق

پایگاه جامع عاشورا

من غلام قمرم

یا ساقی عطاشی کربلا

بیتهای سوخته

خرید کارت شارژ

لینک دونی

همسنگر قدیمی

منبع دانستنیها اخبار و اطلاعات ورزشی،سیاسی،مذهبی،پزشکی

شهر سی سخت بهشت پنهان

معراج الشهدا

سایت عاشقانه روز

طراحی وب سایت

شارژ ایرانسل همراه اول با جوایز

فروشگاه های اینترنتی ایران

شعر *سید مهدی نژادهاشمی * سبزوار

وگاهی هم دو خط شعری

بلاگفا.سی سی

شركت فرهنگی هنری قاصدك مجنون

از خودم ( مریم جان )

بچه نفتون

مهرگان

آرمان صورتگر

بهترینهای از سپیده عسلك

دانستنیهای دانا پیرامون هنر

از هر هنری سخنی

نم نم باران

در مسیر انتظار

اولین انجمن تخصصی بانوان

مطالب اخیر

چرا حضرت عباس (ع) باب‌ الحوائج شد؟

نماز حضرت صاحب الزَّمان عَجَّلَ‏اللَّهُ تَعالى‏ فَرَجَهُ‏ الشریف

**سلام**

السلام علیک یا ام المصائب

بدون شرح

عید غدیر خم مبارکباد

دستهای حیــدری

روز مادر مبارک

سیماى حضرت فاطمه در روز قیامت

سال نو مبارک

می خندم

غربت

مشك خالی

بدون شرح ...

شانزدهمین جشنواره هنر و ادبیان دینی و پژوهشی كشور

آرشیو مطالب

آبان 1392

مهر 1392

شهریور 1392

آذر 1391

آبان 1391

خرداد 1391

اردیبهشت 1391

فروردین 1391

اسفند 1390

بهمن 1390

دی 1390

آذر 1390

آبان 1390

شهریور 1390

مرداد 1390

تیر 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

اسفند 1389

دی 1389

نویسندگان

خـــزان

پیوند ها

خدمات وبلاگ نویسی

**پری دریایی **

السلام علیک یا اباعبدا...

من می توانم (یاسمین زرگری)

و زیبایی اندیشیدن شد بهانه زیستن

راوی حكـــایت باقی

امتداد افق

$بهترین تصاویر هالیوودی$

وگاهی هم دو خط شعری

شركت فرهنگی هنری قاصدك مجنون

شادروان مسعود ساعی

نظر سنجی

كدام نوع شعر را بیشتر دوست دارید؟
   
   
   
   
   

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

********************** ********************** ****************** آوای دل ******************

كد آهنگ

كد موسیقی

******************* *******************

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

دریافت كد دعای فرج

****************