تبلیغات
*باران شـــعر خــزان* - خورشید بر نیزه

*باران شـــعر خــزان*

شب بود و ستاره بود و غم بود***یك ماه در این میانه كم بود

20 آذر 89

خورشید بر نیزه

نویسنده: خـــزان   



خورشید بر نیزه
 

آنسان كه ستاره اشك را می فهمید
خورشید ، درون خون خود می غلطید
در گودی مقتل از شنهادت می گفت
از دشنه و تیر و از رشادت می گفت
تقدیر ، میان ظهر عاشورا بود
عباس ، لبش كویر و دل ، دریا بود
دریا چه خجل شد از گلوی عباس
تیر ستم است ، روبروی عباس
سر سینه سپر نمود و فرقش بارید
وقتی كه علی اصغر لیلا خندید
در حلقه خون ، لبان او سیراب است
چشمام شهادت طلبش بی تاب است
تیر آمد و چشم آسمان را بوسید
دردانه گل باغ علی را بوئید
دامان زمین فرش تن دریا شد
خورشید ، بروی نیزه پا برجا شد
دریا به خروش آمد و عاشورا
شد نقطه عطف دین ما در دنیا 

 (ام.خــزان)

نویسندگان

صفحات جانبی

نظرسنجی

    كدام نوع شعر را بیشتر دوست دارید؟





********************** ********************** ****************** آوای دل ******************

كد آهنگ

كد موسیقی

*******************

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :