غزلهای در به در
یك
روز هم من و تو و یك عالمه خبر
از
دشتهای خالی و فریاد بی اثر
یك
روز هم میایی و ما نیستیم و باز
دنیا
و خاطرات من و سینه ای سپر
یك
روز هم طلوع تو در روز مرگ من
اندوه
و حسرت و دل سرو و سر تبر
یك
روز هم مترسك و گنجشكهای باغ
یك
كودك و نشانه و سنگ و صدای سر
یك
روز هم گلوی عطش خیس می شود
در
لابه لای تركش و تیر و تب خطر
یك
روز ، شب شده است بیا تاب ، رفته است
این
هم من و دو چشم و غزلهای در به در
(ام.خـزان)