تبلیغات
*باران شـــعر خــزان* - رعد

*باران شـــعر خــزان*

شب بود و ستاره بود و غم بود***یك ماه در این میانه كم بود

5 تیر 90

رعد

نویسنده: خـــزان   

رعد

 

چشم در چشمهای من می دوخت ، با رخی زرد باز می خندید

در نگاه دلش هوا ابری ، كوهی از درد باز می خندید

اشك بر روی گونه اش غلطید ، قطهر قطره سكوت جاری شد

از زمین خار و سنگ می بارید ، در شبی سرد باز می خندید

كوچه های خیال تعطیل است ، مرگ در باغ بال و پر می زد

غنچه پیر ناله سر می داد ، غنچه ای فرد باز می خندید

خنده اش طعم تلخ تنهایی ، بازهم تلخ تر پر از غم بود

ابرهای دلش پر از باران ، رعد نامرد باز می بارید

ساحل سخت چانه اش دیگر ، روی امواج اشك لرزان شد

مرگ در كام خود فرو بردش ، قله درد باز می خندید

آسمان بهار ابری شد ، چكه چكه خزان فرو می ریخت

شهر در انحصار تنهایی ، روح  آن مرد باز می خندید

(ام.خزان)

نویسندگان

صفحات جانبی

نظرسنجی

    كدام نوع شعر را بیشتر دوست دارید؟





********************** ********************** ****************** آوای دل ******************

كد آهنگ

كد موسیقی

*******************

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :