تبلیغات
*باران شـــعر خــزان*

*باران شـــعر خــزان*

شب بود و ستاره بود و غم بود***یك ماه در این میانه كم بود

السلام علیک یا ام المصائب

ناطق

 

باران میان حلقه چشمش غریب بود

 رفتار موج ، با دل دریا عجیب بود

در شهر شیشه ای نفسهای بی حیا

مرد نگاه نافذ فردا نجیب بود

بر قله های مرتعش بی ستون خواب

یك آسمانِ خستة درگیرِ شیب بود

یك لافتای تازه به گوش نسیم صبح

بر دردهای كهنة ساحل طبیب بود

بر پهنة بهارِ تباهی ، خزان كشید

یك زن كه ذوالفقار نگاهش غریب بود

(ام.خــزان)

تقدیم به پیشگاه بانو حضرت زینب (س)