*باران شـــعر خــزان*

شب بود و ستاره بود و غم بود***یك ماه در این میانه كم بود

28 فروردین 89

موج آسمانی

نویسنده: خـــزان   

شب پریشان است و دل در خویش حیران مانده است
در ورای بی خودی سر در گریبان مانده است
وای بر دل قافله عمریست با بال سپید
از دل این دشت رفت و شهر ویران مانده است
از گلوی توپ و تركش ، بال و پر می ساختند
باز دل درگیر خار این بیابان مانده است
روی مین با شوق ، پرواز دوباره تا بهشت
سیل می گشتند و دریا غرق طوفان مانده است
موج آمد ، زود برگشت و صدفها نیز هم
وای بر سنگی كه عمری زیر باران مانده است
(ام.خــزان)

21 فروردین 89

ماه مــــــــــن

نویسنده: خـــزان   

سرد است دنیا ، حال دل تغییر كرده
انگار خاری در گلویش گیر كرده
دنیا حریص و چشمهایش در تلاتم
هر كس تو را با دید خود تفسیر كرده
شهر نگاه آسمان ، تاریك ، تاریك
دستی گمانم صبح را زنجیر كرده
دستان سرد كودكی تا آسمان رفت
امشب خدایا ! ماه من تأخیر كرده
شاید نمی آید دگر ، شاید بیاید
این انتظار تلخ ، ما را پیر كرده
(ام.خــزان)

16 فروردین 89

اندیشه نیك

نویسنده: خـــزان   


آدم نمی تونه همه رو از خودش راضی كنه.
آدم نمی تونه همه كارها رو با هم انجام بده.
آدم نمی تونه همه چیز رو به خوبی انجام بده.
آدم نمی تونه همه كارها رو بهتر از همه انجام بده.

پس:

آدم باید بدونه واقعا كیه و همون باشه.
آدم باید تصمیم بگیره مهم ترین چیز چیه و همون رو انجام بده .
آدم باید توانایی هاش رو بشناسه و اونا رو به كار بگیره.
آدم باید یاد بگیره با دیگران رقابت نكنه، چون كه هیچ كس توی میدون مبارزه نیست كه بخواد مثل اون باشه.


اون وقت:

آدم یاد گرفته كه بی همتا بودن خودش رو قبول كنه.
آدم یاد گرفته كه مهم ترین ها رو تعیین كنه و تصمیم بگیره.
آدم یاد گرفته كه با نقاط قوت و ضعفش زندگی كنه.
آدم یاد گرفته كه این حقشه كه خودشو محترم بدونه.
آدم یك انسان خیلی مهم می شه.


آدم باید جرات باور این رو داشته باشه كه:


یك آدم بی نظیر و فوق العاده است.
این بیشتر از یك اختیار است، این رسالت آدمه ،كه خود واقعی اش باشه
زندگی مساله ای برای حل كردن نیست،بلكه یك هدیه است برای دوست داشتن

 

دوست داشتن بهترین شكل مالكیت و مالكیت بدترین شكل دوست داشتنه

15 فروردین 89

سفره خالـــی

نویسنده: خـــزان   

یاد دارم در غروبی سرد سرد
میگذشت از كوچه ما دوره گرد
داد می زد كهنه قالی میخرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
كاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری كوزه خالی میخرم
اشك در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی كشید ، بغضش شكست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شكرت ، ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقاً مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون پرید
گفت آقا سفره خالی میخرید ؟




امیدوارم در روزهای زیبای آغاز سال جدید همه به فكر سفره های خالی باشیم .

نویسندگان

صفحات جانبی

نظرسنجی

    كدام نوع شعر را بیشتر دوست دارید؟





********************** ********************** ****************** آوای دل ******************

كد آهنگ

كد موسیقی

*******************

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :