*باران شـــعر خــزان*

شب بود و ستاره بود و غم بود***یك ماه در این میانه كم بود

12 بهمن 90

غربت

نویسنده: خـــزان   


ابر در آسمان نمی گنجد ، سینه رعد و برق پر درد است

باز انگار پشت این دریا ، رد پای غریب یك مرد است

باد صحرای سینه سوزان شد ،چشمهای چمن سخن گفتند

گونه سرخ انتظار اینجا ، مثل پاییز باغمان زرد است

گامهایش چه محكمند انگار ، زیر گامش شكست جان می داد

آتش آفتاب تابستان ، در حریم نگاه او سرد است

كوچه باغ سكوت را لرزاند ، ارتعاش عبور اندامش

در طلوع نگاه لبخندش ،  صخره های عظیمی از درد است

رود غم گام در چمن برداشت ، قطره قطره سكوت را بلعید

باز هم یك غریبه می فهمد ، چشم غربت چقدر نامرد است

 


نویسندگان

صفحات جانبی

نظرسنجی

    كدام نوع شعر را بیشتر دوست دارید؟





********************** ********************** ****************** آوای دل ******************

كد آهنگ

كد موسیقی

*******************

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :